هشیار روسیه استعفا افزایش سرمربی فوساتی

هشیار: روسیه استعفا افزایش سرمربی فوساتی فوتبال جام جهانی کره جنوبی سرمربی تیم سرمربی تیم ملی قطر

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی اين را كه جايي بودجه بگيرد و حساب بعد ندهد قبول ندارم / احمد توکلی

احمد توکلی، سیاست مدار اصولگرا که اقتصاد خوانده و چندین دوره نماینده مجلس بوده در این سال ها تلاش کرده خود را با برند یک سیاست مدار «ضد فساد» تعریف کند. او مؤسس

اين را كه جايي بودجه بگيرد و حساب بعد ندهد قبول ندارم / احمد توکلی

احمد توکلی : اين را كه جايي بودجه بگيرد و حساب بعد ندهد قبول ندارم

عبارات مهم : سیاسی

احمد توکلی، سیاست مدار اصولگرا که اقتصاد خوانده و چندین دوره نماینده مجلس بوده در این سال ها تلاش کرده خود را با برند یک سیاست مدار «ضد فساد» تعریف کند. او مؤسسه ای هم با عنوان دیده بان شفافیت و عدالت تأسیس کرده هست. این مؤسسه قرار است به پرونده های حقیقی و حقوقی راجع به فساد ورود کند. مؤسسه او گاهی هم نشست خبری برگزار می کند و راجع به فعالیت هایش گزارش می دهد.

اين را كه جايي بودجه بگيرد و حساب بعد ندهد قبول ندارم / احمد توکلی

توکلی بارها گفته که فساد اقتصادی در کشور به مرحله «فساد ساختاری» رسیده هست. به بهانه تجمعات اعتراضی اخیر با او گفت وگو کرده ایم؛ به خاص که شروع بعضی از این تجمعات هم با ورود مال باختگان مؤسسات مالی به خیابان رقم خورد. احمد توکلی اصولگراست و این ریشه تفکر اصولگرایی او حتی در منش فسادستیزی اش هم نمودار هست. به عنوان نمونه هنگامی که از او سؤال می شود که آیا به نظر شما نباید از سهم بودجه مؤسسات غیردولتی به نفع بودجه عمومی مردم زد؟ مخالفت می کند و می گوید این مؤسسات باید نظارت پذیر شوند در صورتی که بودجه هایشان را در جهت اهداف و برنامه های خود مصرف کرده اند، دلیلی بر از بین بردن بودجه آنها نیست. او اعتقاد است: «اگر آن مؤسسه ١٠ درصد هم مقبولیت داشته باشد ولی کاری که می کند مورد نیاز جامعه باشد، حق دارد بودجه بگیرد».

او ما را متهم می کند که به «دیکتاتوری اکثریت» اعتقاد هستیم، گویی تعیین بودجه جهت بعضی نهادهای خاص فرهنگی مرتبط با حریم شخصی اقلیتی است که حتی مخالفت یک اکثریت در انتخابات با این نگاه خاص هم نمی تواند باعث از بین بردن ردیف های بودجه خاص شود.

احمد توکلی، سیاست مدار اصولگرا که اقتصاد خوانده و چندین دوره نماینده مجلس بوده در این سال ها تلاش کرده خود را با برند یک سیاست مدار «ضد فساد» تعریف کند. او مؤسس

گفت وگو با شما را می خواهیم از رخدادهای اخیر شروع کنیم و تحلیل شما را بدانیم. بسیاری بر این باورند که جرقه اعتراضات در مشهد با شیطنت های یک جناح شروع شد تا جایی که حتی آنجا شعار فوت بر روحانی هم سر داده شد. نشانه های دیگری هم وجود دارد. مانند اینکه به عنوان نمونه یک دانشگاه در سایت خبری خود مطالبه استعفای روحانی را طرح کرد. آیا موافق هستید که استفاده سیاسی از پرسشها اقتصادی مردم تیری بود که بی نشانه رها شد که امکان کنترل و مدیریت آن را سخت کرد و یک اعتراض را بدل به یک بحران ملی کرد؟

این اشتباه بزرگی است که پرسشها ملی را در سطح روابط جناحی تقلیل دهید. اعتراضات مشهد علی رغم آشوب روزهای بعد، کاملا مردمی و نتیجه بی اعتنايی دولت به این انتقادات و اعتراضات بود. اینکه بعضی مدعی شدند این اعتراضات را جناح برابر راه انداخته هست، ظلم به اعتراض بحق مردمی هست. ضمن اینکه هیچ علت روشن و قانع کننده ای نیز جهت این ادعا نداشتند. البته طبیعی است که منتقدان سیاسی دولت از اعتراض مردم استقبال کنند.

آیا با هرکسی که شعار سیاسی یا ساختارشکنانه داد، باید برخورد شود یا فقط با کسی که دست به اسلحه برد یا حملات تخریبی کرد، باید برخورد شود؟

قانون جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد کسی فوت بر مدیر جمهور یا شخصیت های طراز اول بدهد. زمانی که آقای خاتمی سال ٧٧ در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران در سالگرد دوم خرداد صحبت داشت، عده ای علیه قوه قضائیه شعار دادند و گفتند فوت بر یزدی ولی آقای خاتمی حاضر نشد که برائت جویی کند بلکه صرفا گفت که دوست ندارم از فوت سخن گفته شود. می خواهم بگویم این فوت برگفتن های سیاسی سابقه دار است و البته همان وقت هم غیرقانونی و غیراخلاقی بود.

اين را كه جايي بودجه بگيرد و حساب بعد ندهد قبول ندارم / احمد توکلی

این تحلیل بعضی اصولگرایان هم هست. آقای محبیان یا بعضی دیگر هم اشاره کرده اند به اینکه بعضی مخالفان دولت دنبال بهره برداری بودند و پشت بعضی از این تجمعات انگیزه های جناحی وجود داشت.

خب این حرف اشتباهی هست. شما که دارید بحث را جناحی می کنید، فکر نمی کنید که به منافع ملی ضربه می زنید؟

احمد توکلی، سیاست مدار اصولگرا که اقتصاد خوانده و چندین دوره نماینده مجلس بوده در این سال ها تلاش کرده خود را با برند یک سیاست مدار «ضد فساد» تعریف کند. او مؤسس

گاهی ما راجع به نگاه یا تحلیل صحبت می کنیم گاهی راجع به یک واقعیت بیرونی. شما می گویید چنین واقعیتی در بیرون وجود نداشته که بخشی از جریان اصولگرایی پشت سر جرقه اولیه رخدادها بوده است؟

خب با کدام دلیل؟ کدام سند؟ تحلیل این و آن که نمی شود دلیل.

اینکه بخشی از جریان اصولگرایی بحث استعفای آقای روحانی را مطرح کرده است آیا یک نشانه یا نمونه سند نیست؟

اين را كه جايي بودجه بگيرد و حساب بعد ندهد قبول ندارم / احمد توکلی

خیر. با فرض اینکه این خبر شما درست باشد، مگر شهروندان چنین حقی ندارند که خواستار عزل مدیر جمهور خود شوند؟ حالا چنین مطالبه ای به معنی سازماندهی اعتراضات خیابانی است؟ به نظرم طرح چنین ادعایی نوعی راحت سازی اعتراضات اخیر هست. کسانی که ادعای جناحی آشوب ها را دارند، عمق این اعتراضات را متوجه نشدند.

به نظر شما مرز بین شعار ساختارشکنانه و عادی چیست؟ به نظر شما هنگامی که در همان اعتراض نخست در مشهد شعار فوت بر روحانی داده می شود این شعار ساختارشکنانه نیست؟ جهت اینکه شعاری علیه یک فرد یا نهادی را ساختارشکنانه تلقی می کنیم ولی علیه فرد یا نهادی دیگر عادی، معیار و متر ما چیست؟

شعار فوت بر فلان غلط هست، علیه هرکسی گفته شود هم اشتباه هست. بنده عرض کردم حتی اگر عده ای درخواست استعفا داشته باشند؛ خلاف قانون نکرده اند و ارتباط آشوب های خیابانی به این درخواست به مزاح شبیه است و شما نمی توانید از این مطالبه شروع اعتراضات خیابانی را نتیجه بگیرید. یا اینکه گفته اند صحبت های آقای علم الهدی باعث شده است مردم جنبش شوند، این هم کاملا اشتباه هست. آقای علم الهدی گفته اند مردم پرسشها اقتصادی پیدا کرده اند و گرفتاری مالی دارند یا اینکه گفتند به داد مردم ما ل باخته برسید؛ از کجای این صحبت استفاده می شود که ایشان از گفتن فوت بر فلان حمایت کرده است؟ از کجای این حرف استنباط می شود که شروع اعتراضات با جنبش ایشان باشد؟ با چنین ادعایی، دیگر هیچ کس نباید انتقاد کند.

موافقید که ریشه اعتراضات داخلی هست، لیکن به تازگی هم آقای رمضان زاده به این ادعایی که پای دشمن خارجی به میان کشیده می شود اعتراض کرده و گفته این حرف ها چیست که می زنید؟

واقعا از شما عجیب هست. ترامپ را که به صراحت آمده و حمایت کرده است شما تحرکات دشمن تلقی نمی کنید؟ چطور دشمنی آنها را نمی بینید؟ ولی دشمنی خارجی ها ربطی به علت اولیه اعتراضات ندارد. این دو با هم متفاوت هست. اینکه ریشه اعتراضات، داخلی است حرف درستی هست. شروع اعتراضات ناشی از عملکرد اقتصادی دولت و بی اعتنایی اش به پاسخ گویی هست، ولی طبیعی است که این قبیل تحریکات به سرعت بستر دشمنی دشمن را فراهم می کند، دشمن بر آن مسلط می شود و سوءاستفاده می کند. جهت همین است که جنس اعتراضات مشهد آن هم ساعات اولیه اش با اعتراض روزهای بعد کاملا متفاوت هست.

اصولگرایان آیا همواره از هرگونه حق اعتراض و تجمع حمایت کرده اند؟ بارها شده است اتحادیه ها، اصناف و گروه های مختلف، کارگران و مردم به دلایل متفاوت تجمع کرده اند، تا به حال مشاهده نشده که از آنها حمایتی شود. در حوزه اعتراضات مدنی و سیاسی هم هیچ گاه دیده نشده که از حق اعتراض و انتقاد حمایت کنند. اصولا در گفتمان اصولگرایی چندان سابقه ای در این حوزه ها نمی بینیم. چه شده است که یکباره اصولگرایان حامی شده است اند؟

اصلا این طور نیست. ده ها اعتراض در سال های متفاوت شکل گرفته و کسی مخالف آن نبوده هست. البته مواردی که این اعتراضات منجر به به هم زدن امنیت کشور شده، اصولگراها نیز مخالف بوده اند. سال ٨٨ اعتراضات غیرقانونی منجر به آتش زدن مسجد شد. منجر به آدم کشی شد، نشد؟ اتفاقا سؤال این است که آیا اصلاح طلبان به این آشوب ها اعتراض نکردند؟

بازگردیم به ریشه رخدادهای اخیر. آقای عباس عبدی قیمت تورم و رشد قیمت ها را در دولت اخیر و گذشته باهم مقایسه کرده بودند که در وقت آقای احمدی نژاد اوضاع به مراتب بدتر بوده، ولی اعتراضی رخ نداده بود؛ مثالی زده بودند که مگر می شود کسی دستش را در آب صد درجه کند و نسوزد، ولی در آب ٤٥ درجه بسوزد. ایشان نتیجه گرفته بودند که ماجرا نمی توانسته خودجوش باشد و حتما آغازش ماجرایی داشته است.

حرف نادرستی هست. به این علت که اولا بخشی از پرسشها گذشته نیز در این دولت تلنبار شده است و به مرور جهت مردم محسوس شده است هست. دوم اینکه حجم پرسشها از قیمت تورم و بعضی دیگر از شاخص های اقتصادی نیز فراتر رفت و به شاخص های سیاسی و اجتماعی رسید. شما اثر حقوق های نجومی بر خشم مردم را دست کم نگیرید. شما نمی توانید بی اعتنایی دولت به پرسشها مردم را بی اثر بدانید. دولت حتی حاضر نیست با مردم راجع به مشکلاتشان حرف بزند. همین ماجرای مال باختگان را ببینید. من خودم بین تجمع آنها در خیابان رفتم. با آنها صحبت کردم. مدام با من تماس داشتند. به بانک مرکزی فشار آوردم که به آنها وقت دهید، به نفع مردم هست. نامه نوشتم و بیانیه منتشر کردم. مردم عصبانی بودند. مردم از بی اعتنایی مسئولان ناراضی بودند و حق هم داشتند. مردم رفتند جلوی ساختمان مجلس، ریاست جمهوری و قوه قضائیه و مسئولان را مخاطب قرار دادند؛ ولی مسئولان دولتی نرفتند سراغشان که مسئله شما چیست؟ ضمن اینکه حرف هایی زدند که تازه نمک روی زخمشان بود. مقایسه قیمت تورم این دولت و دولت گذشته تصویر درستی از اغتشاشات ارائه نمی دهد و راحت سازی ماجراست.

اگر نشانه این اعتراضات به زعم شما دولت هست، دولت فعلی را تا چه اندازه مقصر می دانید؟

الان قدرت دست دولت هست. دولت فعلی، هم به جهت سیاست گذاری مقصر است و هم در بی اعتنایی به خواست مردم و خشم آنها سهم دارد.

به قول شما جلوی مجلس و قوه قضائیه هم اعتراض کردند.

بله، متأسفانه آنها هم نرفتند بین مردم و اعتنایی نکردند، ولی الان کار دست دولت است و این گره به دست دولت باز می شود.

بعضی اقتصاددانان معتقدند که مسئله اقتصاد کشور عزیزمان ایران یک مسئله حاکمیتی است و اینکه آنچه ما امروز به آن دچار هستیم هزینه انباشت شده است فساد ساختاری هست. این فساد ساختاری چیزی است که خود شما هم بارها به آن اذعان کرده اید، ولی چون الان درآمدهای نفتی کم کردن یافته، دیگر امکان پنهان کردن این فساد ساختاری وجود ندارد.

عیب ندارد. اینکه دولت گرفتار پرسشها اقتصادی هست، رافع مسئولیتشان در توجه به مردم و پاسخ گویی نیست. مگر من هنگامی که بین مردم رفتم، چه گفتم؟ گفتم مردم انتظار نداشته باشید که دولت بتواند در کوتاه مدت همه پرسشها شما را حل کند. اعلام هم کردم که این انتظار معقولی نیست.

ولی چهارشنبه دو هفته پیش شاهد راهپیمایی هایی در شهرها بودیم در اعتراض به رخدادهای روزهای گذشته که باز هم نوک پیکان شعارها و مطالبات، دولت بود. گویا تمایلی وجود دارد که همه کاسه کوزه ها بر سر دولت فعلی شکسته شود.

به نظر شما مردم مسئله معیشتی ندارند؟ ممکن است دولت در بعضی موارد توضیح موجه داشته باشد. مردم حق دارند بگویند و دولت هم حق دارد بیاید توضیح بدهد. من راجع به تورم توضیح دادم. تحلیل آقای عبدی و مثال آب جوش به نظرم اشتباه هست. اگر یک هالتریست بخواهد رکورد بزند، ابتدا از اوزان کم شروع می کند و کم کم بالاتر می برد، ولی یک باره آن را زمین می گذارد. آستانه تحمل مردم هم یک باره تمام می شود. مردم به دنبال تورم طولانی از سال ٨٦، ٨٧ ،٨٨ به این سو توان مالی ارزش کم و کمتر شده است است و حالا دیگر آب ٣٥ درجه هم می سوزاندشان.

به عنوان کسی که در جمهوری اسلامی در طراحی و اجرای بسیاری از طرح های اقتصادی همکاری یا نظارت داشته اید، به نظر شما دولت چه سهمی از اقتصاد کشور عزیزمان ایران را می تواند مدیریت کند یا عوض کردن دهد. شما اگر امروز مدیر جمهور شوید، چه میزان از اقتصاد جهت عوض کردن در دست شما خواهد بود؟

شما فکر می کنید چقدر است؟

من فکر می کنم پنج درصد.

بر چه اساسی می گویید پنج درصد؟

بر اساس تعهداتی که دولت های متفاوت در طول وقت پذیرفتند تا امروز به رقمی رسیده که درآمد کشور به حدی نیست که بتواند تغییرات ساختاری ایجاد کند.

با هم تفاهم می کنیم. می گوییم که تعهدات متمادی متراکم شده است و اگر عوض کردن جدیدی رخ ندهد، میدان جولان تنگ می شود. این گزاره را قبول دارید؟

بله.

شما می گویید پنج درصد، ولی من می گویم که واقعیت ندارد، چون در بودجه هم این دولت مثل بقیه دولت ها عمل می کند. بودجه ناشفاف می دهد. آنجا که خرج می شود، مشخص نیست کجا خرج می شود. من نمی گویم می خورند، ولی حیف ومیل می شود و زیاد آن هدر می رود. شما می گویید پنج درصد، سؤال این است که آیا آقای روحانی نمی دانست که پنج درصد اقتصاد زیاد در دستش نیست و نامزد شد؟ اگر می دانست، مسئول است که با همان پنج درصد کار انجام دهد. اگر نمی دانست که یک مصیبت دیگر هست. اگر می دانست و وعده داد یک مصیبت هست، اگر نمی دانست و وعده داد، باز یک مصیبت مضاعف هست.

اگر درآمدهای سرشار نفتی وقت احمدی نژاد حیف نمی شد و صرف زیرساخت ها و سرمایه گذاری در حوزه های متفاوت شده است بود، آیا به نظر شما ما با این بحران های اقتصادی روبه رو بودیم یا نبودیم؟

بله. بخشی از این بحران ها نبود.

حامیان وقت احمدی نژاد تا چه اندازه در حیف ومیل درآمدهای نفتی آن وقت و به تبع آن در اوضاع بحرانی اقتصادی الان مقصرند؟

به اندازه سهمشان که حمایت کرده اند مقصرند.

یک تعبیری است که می گویند احساس تبعیض از خود تبعیض بدتر هست. در سال های اخیر به دلایل متفاوت اتفاقاتی افتاد که مسائلی روشن و براق شد؛ یعنی رسانه ها به آن ورود کردند؛ مانند اختلاس ها و وام های کلانی که بازپس داده نشده اند. ماجرای فیش ها یا املاک نجومی، بحث بودجه و نهادهایی که سهم قابل توجهی از بودجه دارند، ولی پاسخ گویی ندارند و حتی جهت مردم این سؤال ایجاد شده است که آیا باید این نهادها از بودجه عمومی سهم داشته باشند.

اول اینکه هرجایی بودجه می گیرد باید حساب بعد بدهد. اینکه جایی بودجه بگیرد و حسابی بعد ندهد را من قبول ندارم. دولت باید بتواند کنترل کند که بودجه پرداخت شده است در جای مصوب خرج شده است یا نه.

در زمانی که خود شما نماینده مجلس بودید تا چه اندازه به نظارت پذیرکردن بودجه بعضی نهادهایی که زیر نظر دولت نیستند، ورود کردید؟

من زمانی که نماینده بودم، هنگامی که مخالف بودم جلسه را ترک می کردم؛ چون دعوا سر دو هزار میلیارد یا هزار میلیارد بود. من می رفتم جایی که پول های خیلی بزرگ تری در کار بود و یک تصمیم باعث می شود که ٣٠ هزار میلیارد تومان بودجه در یک بخش عوض کردن کند. من آنجا وقت می گذاشتم؛ ولی این عنوان را که بودجه این نهادها را قطع کنند، قبول ندارم. اینکه دانشگاهی تأسیس شود که دانشجویان خارجی بیایند کشور عزیزمان ایران علوم دینی یاد بگیرند، به نفع انقلاب و اسلام و مردم و بشریت هست. مسئله این است که بی حساب پول ندهند.

به نظر شما ٢٨ میلیارد تومان بودجه یک مؤسسه الان منطقی است؟

اگر کنترل شده است باشد و مؤسسه به اهدافش رسیده باشد، بله منطقی هست. اگر کنترل نشده باشد، دو میلیارد و ٨٠٠ میلیون تومانش هم زیاد هست. شما به خاطر پرسشها جناحی یک حرف درست را هم که داشتید، این قدر لوث کردید که پرسشها بزرگ تر فراموش شد. به عنوان نمونه شما راجع به یارانه ها یا اینکه وزارت نفت چطور پول خرج می کند، چیزی نگفتید.

ما در تمام شماره های قبلی روزنامه همه این مواردی را که می فرمایید، مطرح کرده ایم. راجع به صندوق توسعه یا نفت یا یارانه گفته شده است است.

شما فقط روی جدول ١٧ کمک بگیران بودجه متمرکز شده است اید.

می گویند بودجه یک توافق متعالی بین دولت و ملت هست؛ جهت اینکه هم حقوق ملت نسبت به دولت و هم حقوق دولت نسبت به ملت مشخص شود. آیا با این گزاره موافقید؟

این جمله ناقص هست. هیچ وقت توافق روی بودجه امکان پذیر نیست. براساس قوانین موجود دولت موظف است در برنامه یک ساله خودش بگوید چقدر پول جهت تحقق کدام قانون می دهم؛ ولی ما الان این کار را نمی کنیم؛ بلکه قانون گذاری می کنیم. من در وقت خودم تلاش می کردم که این اتفاق نیفتد. ما باید براساس قوانین موجود و مصوبات و سیاست گذاری های موجود بودجه بندی کنیم.

آیا این سیاست گذاری ها در تعامل با ملت شکل گرفته است یا تصمیم حاکمیتی است؟

رئیس جمهور چون منتخب هست، قانون اساسی به مدیر جمهوری و وزرا این حق را می دهد که بودجه را تعیین کنند؛ این می شود خلاصه مذاکره دولت و ملت.

در این شرایط بدنه اجتماعی حامی دولت که به آقای روحانی رأی دادند، با دیدن این بودجه حتی اگر بگوییم خُرد در مقایسه با بودجه کلان کشور فکر نمی کنید حس می کنند که صدایشان شنیده نشده؟

معنی دموکراسی این است که اکثریت دیکتاتوری کند؟

حداقل این است که بودجه متناسب با مطالباتشان دیده شود.

متناسب یعنی چه؟ یعنی سرانه بگیرند؟

یعنی جهت مثال بودجه ای که جهت فلان مؤسسه تعیین شده است هست، آیا متناسب با میزان مقبولیت ارزش است؟

این حرف شما یعنی طرفدار دیکتاتوری اکثریت هستید.

نه موافق نیستم.

اگر آن مؤسسه ١٠ درصد هم مقبولیت داشته باشد، ولی کاری که می کند مورد نیاز جامعه باشد، حق دارد بودجه بگیرد؛ ولی اگر جزء اکثریت باشد؛ ولی کاری که می کند، مورد قبول نباشد، یک ریال هم بگیرد غلط هست.

سؤال این است که آیا حاکمیت از جیب خودش خرج می کند؟

حاکمیت از طریق مردم مسئول است و امین است که بتواند جهت مصالح ملی تصمیم بگیرد. مردم مصالح خود را به آقای روحانی سپرده اند.

به نظر شما آقای روحانی تا چه اندازه اختیار دارد که جهت مصالح مردم تصمیم بگیرد؟

اینکه سؤال اولتان شد. دموکراسی، دیکتاتوری اکثریت نیست.

دیکتاتوری اقلیت است؟

اصلا دیکتاتوری نیست. اقلیت هم باید سهم خودش را از منابع عمومی بگیرد. اکثریت به آقای روحانی اختیار می دهند که مصالح مردم را پیگیری کنند. این طور نیست که شما به یک نفر رأی دهید، بعد انتظار داشته باشید در همه موارد مجدد رفراندوم برگزار شود. مدیر جمهور امین و وکیل مردم است.

الان به نظر شما سهم اقلیت و اکثریت متناسب است؟

همه دولت دست اکثریت است.

یعنی شما دولت را اکثریت می دانید؟

نیست؟

من این طور نمی دانم.

پس مدیر جمهور نماینده کیست؟ نماینده اقلیت؟

آیا دولت در اقتصاد اکثریت را دارد؟

بله، مدیر جمهور اکثریت هست. اگر از ابتدا بنا را بر این بگذاریم که هرکسی که کار خوب کرد، از او دفاع کنیم، به این وادی نمی افتیم.

شما چند وقت قبل دادگاه بودید. یکی از وزرا از شما شکایت کرده بود. هنگامی که شما با این سابقه دادگاهی می شوید، فکر می کنید یک فرد عادی جرئت و امکان این را دارد که به آسانی علیه دیگران صحبت کند؟ فکر نمی کنید قسمت زیاد جامعه اصلا موقعيتي چنین ندارند به جایی می رسند که خشمشان فوران کند؟

دموکراسی همین هست. من جهت گفته هایم علیه آن وزیر سند داشتم و به دادگاه بردم و تبرئه شدم. احمد توکلی با سابقه سیاسی نیم قرنی چون به وزیر مسئله دار اتهامی زد، دادگاه می رود و سند منتشر می کند و تبرئه می شود. این نشانه دموکراسی هست.

اما بخش زیادی از جامعه ما نمی تواند اعتراض کند.

من نقد شما را هم قبول دارم. اگر این گونه نبود که وضعمان این طور نمی شد. این وظیفه ماست. همه باید با هم کار کنیم که حق اعتراض جهت همه وجود داشته باشد. من جزء منتقدان وضع موجودم ولی می گویم باید با همین وضع موجود کار کنیم و رشد کنیم. من در جهت ثبات دولت حتی با آقای جهانگیری مذاکره کردم.

چه گفتید؟

جزئیات را نمی گویم. این دولت متعلق به همه هست. اگر زمین بخورد همه زمین می خوریم.

آیا این نگاه شما در کل طیف اصولگرا وجود دارد که نباید دولت زمین بخورد؟ به نظر می رسد که این گونه نیست.

نه. این نگاه در میان همه اصولگرایان وجود ندارد. اشکالی هم ندارد. نظرات متفاوت است.

درباره راهکارهایی که با آقای جهانگیری صحبت کردید، نمی خواهید چیزی بگویید؟ اقتصادی بود یا کلان؟

٢٠سؤالی می پرسید که از من جواب بگیرید؟

آقای توکلی آیا به این اعتقاد دارید که حل معضلات اقتصادی به یک عزم حاکمیتی نیاز دارد و صرفا در ید دولت نیست؟

حاکمیتی بله ولی به معنی نفی نقش دولت نیست. هر لحظه هم همین طور هست.

آیا قبول دارید که کلید حل پرسشها اقتصادی صرفا در خود اقتصاد نیست؟ یعنی در حوزه کلان ساختاری و سیاسی نیاز به عوض کردن نگاه و گفتمان در ساختار حاکمیت وجود دارد؟

اگر ریشه فساد را ساختار سیاسی بدانید، اصلاح آن بعید و دور از دسترس هست. با این حرف شما سر خودتان را گرم می کنید که دزدها زیاد بخورند. عوامل مؤثر نزدیک تر هم داریم که باید به آنها پرداخت، البته به عوامل ریشه ای هم باید توجه کرد. ما هم علیه ساختارهای فساد و هم قوانین نادرست موجود، داریم کار می کنیم. ولی باعث نمی شود بگويیم این فساد ریشه اش جای دیگری است و فاسدهای موجود را رها کنیم.

پیشنهاد شما جهت اینکه بحران فعلی تا حدی حل شود و اعتماد عمومی بازگردد، چیست؟ پیشنهاد حاکمیتی شما چیست؟

من پیشنهاد حاکمیتی دارم. مردم باید تشفی خاطر پیدا کنند. مردم باید بفهمند نامردهایی که پولشان را خوردند یا به خاطر بی عقلی به دادشان نرسیدند، باید محاکمه شوند. باید مجازات علنی شوند. تلاش ما نیز در همین راستاست.

صاحبان این مؤسسات مالی تا جایی که ما شنیده ایم افراد ذی نفوذی بودند. آیا شما امكان این را دارید که بخواهید آنها را به محاکمه بکشانند؟

بله. شما هم می توانید کمک کنید. پرسشها را ملی ببینید و نه خطی. افراد خاطی را چه اصولگرا چه اصلاح طلب بزنید. اینها دروغ می گویند؛ نه اصلاح طلب اند نه اصولگرا؛ اینها دزدند.

مؤسسه شما داعیه شفافیت دارد ولی آیا واقعا می تواند در بررسی های خود به همه جا ورود کند؟ چون هنگامی که انتقادی به بعضی نهادها می شود یا درخواست می شود که بعضی عملکردهای خود را براق کنند، بلافاصله بحث این مطرح می شود که توهین شده، تهمت زده شده است یا قصد تضعیف آن نهاد وجود دارد.

اگر این چیزها نبود که در بهشت بودیم. من هنگامی که دفاعیه ام را منتشر کردم، دادستان پایتخت کشور عزیزمان ایران به من انتقاد کرد. بله این عیوب هست.

پس قبول دارید که درخواست شفافیت از بعضی نهادها بسیار پرهزینه است.

برخی ترسو هستند و خطر نمی کنند. من خطر می کنم و شش ماه هم محکوم می شوم ولی باز هم کار خودم را می کنم.

طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس یا گزارشات دیگر و حتی صحبت های درگوشی متوجه می شویم که سهم مردم از بودجه به صورت غیرعادلانه توزیع شده است هست. یک سری افراد که از رانت برخوردارند درحالی که عموم مردم این طور نیستند.

بله اگر این طور نبود که فساد رخ نمی داد. نه فقط بودجه بلکه منابع ملی عادلانه توزیع نمی شود و یک عده فاسد حریص از منابع ملی هزاران برابر مردم ضعیف استفاده می کنند.

کجا باید این مسئله حل شود؟

بخشی در قوه قضائیه و بخشی در قوه مقننه.

در این مدت که مؤسسه شفافیت و عدالت را راه اندازی کرده اید، هیچ وقت رهبری از شما درخواست کرده است که به ایشان گزارش بدهید؟

بله به ایشان گزارش رسمی داده ام. بعضی وقت ها هم به مجمع تشخیص گزارش داده ام.

شرق

واژه های کلیدی: سیاسی | اعتراض | اعتراض | اقتصادی | اعتراضات | فساد اقتصادی | طرح های اقتصادی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs